سنتز روح زمانه با رویكردی خا.یهمالانه
نوامبر 17, 2008
اول اينجا را بخوانيد.
شما باید روح سركش و ذهن خلاقی داشته باشید تا در تورهای خستگیناپذیرتان به دور ایران برای گرفتن پروژه، نه تنها از پا نیفتید، بلكه با در كردن روزانهی دو خلاقیت (یكی بعد از ناهار، یكی بعد از شام)، نامتان را به مانند هم میهن خلف خود، علی دایی بالاتر از نام معماران نه چندان مولفی چون لوكوربوزیه، لیبسكیند و … كه در طول عمر بیثمرشان موفق به انجام بیش از هفت هشت عمل خلاقانه نشدهاند، ثبت كنید. شما باید (به نقل از مطلب BHY) به پدیدهی خطیر آمیز.ش مسلط باشید تا بتوانید در حركتی محیر العقول و منتفی از شعور با استفاده از آخرین تكنولوژیهای مرتبط با معماری سایبر به چرخاندن 90 درجهایِ كلمه محمد (یا چیزی شبیه آن) و اعمال پروسهی بسیار پیچیدهی اكستورود (Extrude) به روی آن مبادرت ورزید و دانشگاهی (در بروجرد یا كجا؟) ماندگار در تاریخ معماری این جهان (و بلكه حتی آن جهان) را رقم بزنید. بله، این است فدا كردن معماری برای گرفتن پروژه از كارفرمای اسلامی، به هر قیمتی.
شما باید در حالیكه انتهای تسلط بر فضای سایبر و جزو معماران آوانگارد در این زمینه هستید و همچون یك شیمیدان جوهر فضا را با مقوله تكامل ممزوج میكنید (فراموش نكنید در هنگام امتزاج، درِ ارلن مایر را با چوب پنبه ببندید)، بايد به طور همزمان در اوج بیاطلاعی از اینترنت نیز باشید (تقریبا در سطح این تر نت نمه دی؟) تا با ذوق زدگی فراوان، تصویر صفحه معماران ایرانی در ویكیپدیا را كه اسم شما بر آن نقش بسته به سرعت ذخیره كنید و به عنوان سر جهازی، روی وبسایتتان قرار دهید (و ندانید كه هر ننه قمری میتواند اسم خود را بر حسب تعداد حروفش و سرعتی كه در تایپ كردن دارد، درعرض بیست و هشت تا پنجاه و سه ثانیه در آن صفحه وارد كند).
ولی حالا خداییش، شما باید آخرش باشی، كه موفق شدی به هرحال چند صباحی یك ملت رو بگذاری سرِ كار، یكی هم كه باهات همكار بود رو بفرستی سر درس و مشق!
توضیح واضحات: بهرام خان هوشیار یوسفی، فردی موسوم به BHY، در حال تكاپو برای گرفتن پذیرش از TU وین میباشد، آرمین دانشگر هم در TU رحل اقامت دارد، مدرس گون. بیابید ارتباط پاچه خواری منتقد سرشناس و آتشینِ معماری ایران برای دانشگر را با موضوع گرفتن پذیرش!
با مرور آرشیو وبلاگ شخص مزبور، میتوانید نشانههایی از این مكالمهی دونفره را در لایههای زیرین مطالب بیابید: «تو بیا ایران، من تبلیغت رو میكنم پروژه بگیری، من میام اونجا تو پذیرشم رو ردیف كن، حللله؟»
پینوشت: لینكها الان كار میكند، اما اگر از كار افتاد، بدانید این متن اثر كرده!
آقا بدین وسیله درخواست میشه این BHY رو بیشتر قهوه ای کنید. تو بلاگ خودش که هیچ comment رو publish نمی کنه…
من کاری ندارم که bhy کارش درسته یا درسته نیست. ولی شما حق ندارید با اشاره به یوسفی به یه ملیت و زبانی توهین کنید. اگر میتونید خود شخص رو مورد انتقاد قرار بدید نه اینکه محل تولدش رو.
اینم یادتون باشه که محل زندگی شما با وجود امکاناتش تونسته مثل تو رو بسازه اما محل زندگی «علی دایی» ،با اینکه امکاناتی درش نیست ، اون و خیلی بهتر از اون رو ساخته.
H عزيز، عجله نكن، من در نوشتهام به هيچ مليتی توهين نكردم.
همانطور كه در نوشته بالا میبينی، من گفتهام علی دايی [عليرغم همه احترامی كه برای تلاش زيادش قايلم] از فوتبال خيلی كم میدونه، اما اسمش در ليستی از ليستهای فوتبال [بهترين گلزنان تاريخ؛ كه خب گل هم از مهمترين اتفاقات در فوتبال هست] بالاتر از بزرگانی چون كرايف، مارادونا، پله و … كه فوتبال پيشرفتش رو مديون اوناست، قرار داره.
حالا توصيفی كه توسط BHY ، از دوست معمار ما شده هم، همين رو به ذهن متبادر میكنه.
انسان بودن خوبتر است از…
بینا باش که چشمها را برای دیدن آفریدهاند و
داوری را بسپار به انسانهایی که مدعی «انسانبودن» نیستند!
من واسه «هم میهن خلف خود…» این کامنت رو گذاشتم ولی به هر حال همه میدونیم که علی دایی و bhy اصلا قابل مقایسه نیستن.
ممنون
خوب بود. اوایل فکر می کردم این آدم صرفا تند و البته صادقه. بعدها با دیدن اینکه خایه مالیگری برای چیز های بسیار کوچکی مثل درس دادن در یک واحد دانشگاهی شهرستانی ، تمامی مناسبات مورد نقد ایشان به وضوح و چرکی مضاعفی تکرار میشه دیدم که نخیر با یک شارلاتلن طرف هستیم که به کوچکترین مسایل اخلاقی پابند نیست.
البته من مثل اینکه بسیار دیر تر از بقیه این رو فهمیدم. اگه دقت کرده باشی مدت هاست که کسی به سر و صداهاش توجهی نمی کنه و جوابش رو نمی ده
حقارت انگیزه بزرگی ست.
و البته فراموشتان نشود که این انصارالحزب ا.. معماری ایران بسیاراز اینکه اسمش جایی بیاید خوشحال می شود
حتی اگر بصورت قهوه ای و ترکمان شده بیان شود.
راستی «منتفی از شعور » عااالی بود
خیلی موافقم با همه تون .این آدم سعی میکنه خودش رو خیلی با احساس و با شخصیت نشون بده اما حیف که اصلا نداره. ایشون رو فقط اکیپی که دور خودش جمع کرده تحویل میگیره واونهایی که تازه با این موجود آشنا شدند. البته هرچه آشنایی بیشتر میشه پی به درون این آدم میبرند و بیخیالش میشوند.
ضمنادست به نقدش هم خیلی خوبه.اما هر کی خود یوسفی رو نقد میکنه دنبال فرصت میگرده تا بهش سیفون بکشه.
خایه مالی هم که استادشه . یعنی اند خایه مال.اکیپش هم که اطرافش میپلکند همشون خایه مال تشریف دارند.
سلام
دستت درد نکنه اینها که در مورد این موجود فرصت طلب شارلاتان و کلاه بردار می نویسی کاملا درست است .
خدا به جامعه معماری ایران رحم کند وقتی این از فرنگ برگردد. باید اطلاع رسانی کنید که کسی در تور این شارلاتان نیفتد.