حسين سلطانزاده
دسامبر 2, 2008
حسين سلطانزاده را همگي ميشناسيم، آن محقق نمادپرداز، آن صاحب خندههاي ناز، آن مدرس طرحهاي معماري، آن صاحب كتابهاي بسيار (مزخرف)، آن مرد دورو و دروغگو، بيلياقت و چاپلوس، متخصص وعدههاي سر خرمن. كساني كه در دانشكده هنر و معماري تهران مركز به تور اين استاد اعظم خوردهاند، ميدانند كه صفتهايي كه برشمردم مشتي است نمونه خروار، حال بدا به حال كساني كه بيش از شش هفت سال است در دانشگاه آزاد قزوين زير دست او تحصيل ميكنند و اخيرا از نعمت خلق مسجدي عظيم به دست اين معمار گرانمايع! بهرهمند شده اند.
تويي كه در طرحهاي فرهنگي آن همه سخنراني ميكردي، با طراحي اين مسجد نشان دادي -بهتر است بگويم تثبيت كردي- در طراحي -هم مانند تحقيقاتت- در باغ نيستي. يكي مثل تو، ساختماني ميسازد كه مايهي شرم خودش و تمام آيندگان خواهد بود و يكي مانند گروپيوس براي دانشكده تحت رياستش ساختماني ميسازد كه سالها مرجع و منبعي آموزشي براي دانشجويانش باشد و همگي به آن افتخار كنند…




کاش میتوانستیم نقد کنیم نه توهین و تحقیر!