بهرام، توام دكتر شدي؟
ژانویه 8, 2009
من، بهرام هوشيار يوسفي تازه به دوران رسيده، كه خودم خيلي موافق به كار بردن اصطلاح دكتر براي دانشجويان دكترا نيستم (چه زباني گوياتر از تصوير، اگر بزرگش كنيد كامنت بهرام را در وبلاگ «سكونتگاهي براي همه» خواهيد ديد)، من كه دانشجويان دكتراي سال ششم و هفتم و در آستانهي فارغالتحصيلي را به واسطهي «دكتر» خطاب شدن از طرف خودشان يا ديگران مسخره ميكنم و ميگويم اينها كه دكتر نيستند، دانشجوي دكترياند، هر روز با ذوق و شوق بسيار، تصوير خودم و آلسوپ را منتشر ميكنم و همچون عضوي آويزان، خودم را به او الصاق ميكنم تا به دوستان و دشمنان بگويم منم بالاخره دكتري قبول شدم. ديديد داد ديديد داد… و تازه به اين هم اكتفا نكردهام و با درج عنوان PhD در مقابل Degree درصفحهاي از صفحات كثير خودم در دنياي اينترنت، تازه به دوران رسيدگي را بر خودم و ديگران تمام كردهام.
حقا كه خدا خرش رو شناخت كه شاخ نداد بهش، اگه به زور هم شاخ بكاري، پس فردا جاش چرك ميكنه مجبور ميشي عمل كني، حالا ببين كي گفتم!



در مورد مقوله های تیپ دانشجو کششون و فشن دیزاینشون و گیر دادن به تیپ دیگران منجمله ترانه علیدوستی هم مرقوم بفرمایید.بوس.
خودش فكر ميكنه باهوشه ولي اين طرفدارپروپاقرص احمدي نژاد كه روز انتخاب طرف براي همه اس ام اس تبريك فرستاد دستش خيلي وقته رو شده. حاضره هر معمار در پيتي رو اگه منافعش ايجاب كنه تبليغ كنه و از هر كي بهش محل نذاره انتقاد هنري و حرفه اي!
نيما جان اگر اشتباه نكنم در جامعه ما، به شكلی كاملا رايج (چه در حالت شوخی و چه در جدی) اين جور افراد رو جا.ك.ش خطاب میكنن
بابا جون پست جدید بزار خب.