بگو از كجا آوردي اون چشاي مثل گربه
آوریل 21, 2009
آن بزرگمرد مدعي كپي رايت، براي آن عكسهاي پرترهي وايد، طراح خانه آبشار رايت، كشندهي سيگارهاي غيرلايت، آن مبدع ديزاين پروسس در شرايط ريسكي، نوشندهي و.دكا و و.يسكي، آن كثيرالسفر بين استكهلم و وين، آن انگليسيدان با لهجه پرشين، جوينده علم و ثروت، صاحب رابطه در مملكت، دوستدار عفت و پاكيزگي، پيگيرِ بهترين هديه، براي دادن در طول زندگي، آن قايق بادباني، با تغيير قيافههاي ناگهاني، آن زننده دستمالهاي توپ، بر خا.يههاي دانشگر و آلسوپ، آن عاشق اوركت آمريكايي، باسواد در سطح راهنمايي، پرسنده سوالهاي آنچناني، دمخور با شيعيان پاكستاني، آن منتقعد! معماري، اوريجينال در سبك و سياق كاري، آن دانا بر آخر عاقبت وامهاي مسكن، منتشر كننده نشريات نقشنو و كدو قلقله زن، آن معرفي كننده خود به عنوان ژورناليست، دهنده آدرس وبلاگ فارسي به ميهمانان انتهاي ليست، آن واژگون كننده رنكينگ معماران، بالابر آلسوپ به سوي آسمان، آن كاشف معماران مولف ناكجاآبادستاني، دوست پسر و يارِ غار علي خياباني، آن له شده به دست معمار مطايبه گو، بهرام هوشيار يوسفو (ر.ج قواعد زبان تركي)، نقل است روزي كه عزم خويش را براي تاسيس نخستين خبرگزاري معماري جزم ديد، به دنبال نام و لوگو روان شد. از آنجا كه در كودكي قوانين كپي رايت و زبان انگليسي را توامان آموخته بود، به دنبال لوگويي گشت كه در راست صفحه باشد تا بتواند با پايبندي به قانون كپي از رايت، آن را مورد عنايت خويش قرار داده و با كاشتنش در سمت چپ صفحه خود، كار را تمام كند. ديري نپاييد كه ضربالمثل جوينده يابنده است مصداقي ديگرباره يافت و بهرام به نتيجه رسيد.
مقايسه شباهت لوگو در آروناي بهرام و آروناي آلماني و كش رفتن لوگوي ديگران در عين پايبندي به كپي رايت، باشد به عهده دوستداران حضرتش!
بعد التحرير: معمار مطايبهگر! مشتاق است خوانندگان اين مطلب، با وجود قالب طنز و در بعضي موارد غيرموادبانه آن، از اصل موضوع غاقل نگردند.


سلام … شما را نمیشناسم … اما چرا این قدر عصبانی هستی عزیز ؟ … یک روزگاری همه این اقا را شناختند .. بهترین ضربه اینست که رهایش کنی …. همین ! به چیز های زیباتر تر هم میشه فکر کرد … و نوشت . پایدار باشید .
احسنت…این یکی دیگه ترکوند…فکر کنم یوسفی با خوندن این وبلاگ کلن بی خیال «نقد رادیکال » شه که خیلی سنگش و به سینه میزنه
به نظر من به جای مچ گیری هرکسی باید معماری خودشو بکنه! شما داری همون کاری رو می کنی که در واقع درست نمی دونی! اگر به نظر شما شیوه نقد آقای یوسفی درست نیست چرا تکرار این روش توسط خود شما؟!
من موافقم که کپی رایت را باید رعایت کرد و آقای یوسفی هم باید در این باره توضیح بدهد که این آرم ها چرا اینقدر شبیه است. اما شما کلا لحنی داری که آدم فکر می کند پدر کشتگی داری با این آدم!
شناخت زیادی از این طرف ندارم. اما آیا آنقدر مهم هست که برای کوبیدنش یه وبلاگ راه بندازین؟ آیا فکر نمیکنین که اینجوری دارید به نحوی براش تبلیغ میکنید؟
اگر اینقدر که میگید خایه.مال و دست به فرصت هستش، خوب مطالب این وبلاگ رو میتونه برای خودش بکنه پیراهن عصمان!
حیف ذوق شماست که برای این آدم صرف بشه
wow!
انت ریدی به هیکل هذا البقر!
و نکته الجالب اینکه هذا الوبلاک فی الصفحه الاول الگوگل! عندما جستجو اسمه الملعون!
خیلی با حال بود!
الان مشکل شما لوگوی آروناست
خود سایت آروناست
دکترای استاداست
مهارت و پشتکار و سطح علم ایشون
یا حسادت خودتون؟
خانوم ایروانی چهره تان با چادر چقدر نورانی است: http://i50.tinypic.com/bje237.jpg- آقا مقداد خوب هستند. سلام برسانید خدمتشون. کار هیات علمی شدنتان هم درست شد؟ در پناه حق باشید.